ايرج افشار
357
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
شب سوم اسفند من تا شب سوم اسفند 1299 شمسى ( شب كودتا ) با اعليحضرت رضاشاه پهلوى هيچگونه سابقهء آشنايى نداشتم . زيرا نوع وظيفهء ما از يكديگر متمايز بود . مراكز خدمتمان از هم خيلى فاصله داشته است . من در وزارت خارجه و وزارتخانههاى ديگر خدمت مىكردم و او در قسمتهاى نظامى . پس از ايجاد بريگاد قزاق در قزاقخانه خدمت مىكرد و مراحل قزاقى را به تدريج طىّ نمود تا به كودتاى شب سوم اسفند رسيد و بدين سبب هيچ آشنايى و ارتباط قبلى با او نداشتم . اگر هم گاهى در ميان افسران قزاق او را ديده بودم هيچ نمىشناختم و اول ملاقات كه مرا با وى اتّفاق افتاد در شب سيم اسفند در مهرآباد ، ده كيلومترى تهران بود . پيشآمدن ملاقات هم به سببى است كه شرح آن در زير داده مىشود : تقريبا يك سال پيش از اين تاريخ من كه در نتيجهء جريانات جنگ بينالمللى 1914 - 1918 به اسلامبول افتاده بودم و راه بازگشت به ايران از هر طرف بسته بود به اجبار تا مدّتى پس از متاركهء جنگ در آنجا به انتظار نشستم و انتهاز فرصت مىكردم تا راه درياى سياه باز و آمدوشد كشتيها شروع شد . پس عزم رحيل كرده و از درياى سياه عبور نموده به باطوم رسيدم و از راه قفقاز درياى خزر را پيموده و به بندر پهلوى كه آن وقت به بندر انزلى معروف بود وارد شدم و پس از دو [ 2 ] سه ماه توقّف در رشت و تجديد ديدار دوستان و خويشاوندان در اواخر زمستان 1338 هجرى قمرى به تهران آمدم كه آن وقت آقاى حسن وثوق ( وثوق الدّوله ) رئيس